صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

89

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

شكل دوم از جريان متبادل ميان وحى و محمد ( ص ) اين بود كه با تدريجى نازل شدن وحى ، حفظ قرآن بر وى تسهيل ميگرديد . بعضى از دانشمندان معتقدند كه منظور از ثبات بخشيدن به قلب پيامبر كه در آيهء مورد بحث « از سورهء فرقان » وارد شده عبارتست از محفوظ نگاه داشتن قرآن در قلب پيامبر . زيرا پيامبر امى بود ، نه ميخواند و نه مىنوشت . قرآن ، قطعه قطعه بر او نازل شد تا حفظ آن بر وى آسان گردد به خلاف پيامبران ديگر كه مىنوشتند و ميخواندند و وقتى كتاب الهى يك جا بر آنها مىآمد ، مىتوانستند آن را محفوظ نگاه دارند 21 . « ابن فورك » 22 اين مطلب را تفصيل بيشترى داده و ميگويد : « گفته‌اند تورات يك جا بر موسى نازل شد زيرا او مىتوانست بخواند و بنويسد . و قرآن ، قطعه قطعه نازل شد زيرا مكتوب نبود و بر پيامبرى نازل ميشد كه خواندن و نوشتن نميدانست » 23 . همانطور كه قبلا گفتيم وحى نيازهاى مؤمنان را نيز پاسخ ميگفت و با آنها نيز در يك جريان متبادل قرار داشت . اين مسأله را در قرآن به شكلهاى مختلفى مىبينيم و در همهء حالات ، قرآن حال مخاطب‌هاى خود را رعايت نموده و نيازهاى آنان را در آن جامعهء جديد و رو به رشد و پيشرفت ، بتدريج پاسخ گفته است . قرآن از اينكه قوانين و عادات و ارزشهائى را كه مخاطبهاى آن اصلا با آن آشنائى نداشته‌اند بطور ناگهانى به آنها عرضه كند ، خوددارى نموده است 24 « مكى » در كتاب « الناسخ و المنسوخ » اين مطلب را طى ملاحظه‌اى چنين بيان كرده : « نزول تدريجى قرآن قابل قبول‌تر از نزول يك جا و يكپارچه آن بود چون در قرآن تكليفها و منع‌هاى خيلى زيادى وجود دارد كه اگر يك جا همه آنها گفته مىشد ، بسيارى از مردم از قبول آن خوددارى ميكردند » . « بخارى » از عايشه مطلبى را نقل كرده كه اين موضوع را تأييد مىكند . عايشه گفته است . « اولين سورهء مفصل از قرآن كه نازل شد ، توصيف بهشت و جهنم را دربرداشت و پس از آنكه مردم به اسلام روى آوردند حلال و